نرو بانوي ايراني بدون تو فنا ميشم
به تار و پود بي جونم نزن پتك جدا ميشم
نرو خون رگ قصه اتاقم خالي و سرده
زمستون داره ميخنده نگو يخ سهم اين مرده
منو مرداد دنيا كن كه چشمات يار خورشيدن
تموم لحظه هاي خوش تو رو تو عمق من ديدن
خداي باغچه ميميره بدون ناز انگشتت
ترانه م كوه باروته بگير دنيا رو تو مشتت
بمون بانوي ايراني وجودت رنگ بارونه
براي روح خشكيده م شكوه شط كارونه
بدون اي ماهي قرمز يه كوسه عاشقت بوده
ولي لفظ دوست دارم رو لبهاش مرده فرسوده
منو معتاد غوغا كن كويرم رو يه دريا كن
بگو هرچي دلت ميخواد ولي اخماتو زود وا كن
ولی اخماتو زود وا کن. اخماتو زود واکن...
+ نوشته شده توسط مهرگان.ا.جیحون ابادی در یکشنبه 6 آبان1386 و ساعت
6:35 قبل از ظهر |
